سيد جلال مصطفوى كاشانى
189
مجموعه آثار دكتر سيد جلال مصطفوى كاشانى ( فارسى )
شيخ الرئيس حجهء الحق ، ابو على سينا حكايت كرد اندر كتاب مبداء و معاد ، در آخر فصل « امكان وجود امور نادره عن هذه النفس » همىگويد كه به من رسيد و بشنودم كه حاضر شد طبيبى به مجلس يكى از ملوك سامان و قبول او در آنجا به درجهاى رسيد كه در حرم شدى و نبض محرمات و مخدرات بگرفتى ، روزى با ملك در حرم نشسته بود به جايى كه ممكن نبود هيچ نرينه آنجا توانستى رسيد ، ملك خوردنى خواست ، كنيزكان خوردنى آوردند . كنيزكى خوانسالار بود خوان از سر برگرفت و دو تا شد و بر زمين نهاد ، خواست كه راست شود نتوانست شد ، همچنان بماند ، ملك روى به طبيب كرد كه در حال او را معالجت بايد كرد به هر وجه كه باشد و اينجا تدبير طبيعى را هيچ وجهى نبود و مجالى نداشت به سبب دورى ادويه ، روى به تدبير نفسانى كرد و بفرمود تا مقنعه از سر وى فروكشيدند و موى او برهنه كردند تا شرم دارد و حركتى كند و او را آن حالت مستكره آيد كه مجامع سر و روى او برهنه باشد . تغيّر نگرفت ، دست به شنيعتر از آن برد و بفرمود تا شلوارش فروكشيدند شرم داشت و حرارتى در باطن او احداث شد و او راست و مستقيم و سليم بازگشت . اگر طبيب حكيم و قادر نبودى او را اين استنباط نبودى و از اين معالجت عاجز آمدى و چون عاجز شدى از چشم پادشاه بيفتادى ، پس معرفت اشياء طبيعى و تصوّر موجودات طبيعى از اين باب است و هو اعلم .